محمد حسن خان اعتماد السلطنه

79

چهل سال تاريخ ايران ( فارسى )

مواشى اهالى آن حواشى بسيارى مىبردند و شكستن آن جماعت و استرداد اغنام و اسراء و قتل و اسر و الجهء لايق از ايشان گرفتن ، سنهء هزار و دويست و نود و شش ، سال سى و سويم جلوس همايون . تدمير و قلع و قمع و استيصال شيخ مذكور خان حاكم گله‌دار و گاوبندى با اتباع او كه متمرد و منشأ شرارت بودند به دست نواب و الا حاج فرهاد ميرزا فرمانفرما و حكمران فارس ، سنهء هزار و دويست و نود و هفت ، سال سى و چهارم جلوس همايون . ظهور فتنهء شيخ عبيد الله كرد نقشبندى و شيوع قتل و نهب و حرق در حدود كردستان به دست تبعه و مريدان آن شيطان مارد و سوق اردوئى ملفق از بيست و پنجهزار نفر از عساكر حاضر دار الخلافهء طهران و قشون دار السلطنهء قزوين جمعى نصر الله خان نصر الملك امير تومان و ساير افواج منصوره به سردارى نواب حمزه ميرزا حشمة الدوله اولا و حاج ميرزا حسين خان سپهسالار ثانيا به سمت آن جماعت و كشتار سخت و مقتلهء عظيم از طوايف طاغيهء اكراد مشار اليهم كه از آن جمله موازى دو هزار نفر از ياغيان در حدود مراغه و بناب طعمهء توپ و تفنگ گرديد به دست مصطفى قلى خان اعتماد السلطنه رئيس نظام آذربايجان ، سال سى و چهارم جلوس همايون . قتل جماعتى ديگر قرب هشتصد نفر از جمعيتى كه به قصد تسخير شهر ارومى بجد تمام ايستاده بودند ، در سال سى و چهارم جلوس همايون . جنگ با اكرادى كه شيخ صديق پسر شيخ عبيد الله سركردهء آنها بود در سه فرسخى ارومى و قتل گروهى و فرار گروهى ديگر از ايشان در اين سال سى و چهارم از جلوس همايون . مدافعه و محاربهء على خان والى زاده حاكم مراغه پسر قاسم خان والى در كمال جلادت و غيرت با اكراد در حدود ولايت و قلمرو خود و محافظهء آن ولايت از تطاول و چپاول آن گروه گمراه در اين سال سى و چهارم جلوس همايون . هزيمت شيخ قادر پسر شيخ عبيد الله شخصا با انبوهى عظيم از اشرار اكراد كه همراه او بودند به دست عساكر منصوره در حدود ارومى و فراروى به قلعهء اسمعيل آقا كه واقع است در دو فرسخى شهر ارومى در اين سال سى و چهارم جلوس همايون . شكسته شدن شيخ عبيد الله و حمزه آقاى كرد منكور با تبعهء خود از ياغيان به سمت اشنويه در اين سال